|
نشسته اید روبه روی دوست صمیمی تان،دارید خاطرات یک سال پیش را باهم مرور می کنید؛خاطرات روزهایی که داشتید زیر فشارهای خانوادگی و درسی ،له می شدید. دارید همه موضوع هایی که آن موقع درموردش حرف میزدید و درد دل می کردید را یکی یکی به ذهن می آورید . هیجان آن روزهای تلخ در ذهنتان تازه می شود . همین طور که دارید حرف میزنید،یک دفعه متوجه میشوید که دوست شما چندتا از مهمترین چیزهای که آن روزها برایتان اتفاق افتاده را به یاد ندارد . مطمئن اید که درمورد آن موضوع برایش خیلی حرف زده اید. اولین چیزی که به ذهنتان میرسد چیست؛این که دوست شما حرفهایتان را گوش نداده است؟ چه حسی به شما می دهد؟ حالا جایتان را باهم عوض کنید. میخواهید بدانید چطور میتوانید فعالانه تر به حرفهای دوستتان گوش دهید؟ حالا این جمله اول مطلب یعنی چه؟چه فرقی هست بین گوش دادن و شنیدن؟بهترین جواب،شاید این عبارت مشهور است که بارها در ادبیات کلاسیک خودمان تکرار شده است؛((گوش جان)). وقتی کسی با گوش جان به حرفهای شما توجه میکند ،دقیقا دارد ایده ال متخصصان علوم ارتباطات را اجرا میکند؛یعنی فعالانه دارد به اطلاعات کلامی شما گوش میدهد. درساده ترین حالت میشود گفت شنیدن یک فرایند جسمی و مکانیکی و گوش دادن یک فرایند ذهنی است. * مهارت گوش دادن به چه دردی میخورد؟ خب، به درد زندگی کردن. شما هر جایی از زندگی تان که بخواهید با یک نفر رابطه داشته باشید، باید بتوانید حرف هایش را به خوبی گوش دهید. گوش دادن عمیق و همراه با همدلی به حرفهای دوست صمیمی یا همسر ،گوش دادن دقیق به حرفهای استاد یا معلم ،نمونه هایی از کنش های ارتباطی هستند. * گوش دادن فعال یا منفعل؟ بعضی وقتها ما داریم با جون دل به حرفهای طرفمان گوش میدهیم اما کار خاصی انجام نمیدهیم که گوش دادن را به طرف مقابل نشان دهیم؛سرمان را پایین انداختیم و گوش هایمان را تیز کرده ایم و گوش میدهیم و درک میکنیم . به این نوع گوش دادنبا این که شما خلاقا دارید گوش میدهید اما به طرف مقابل تان حس خوبی را منتقل نمیکنید. شما اورا در یک موقعیت مبهم قرار داده اید که نمیتواند متهمتان کند که به حرفهایش گوش نمیدهید و نه نشانه هایی از گوش دادن می بیند. روانشناسان به این نوع گوش دادن تقریبا بی فایده می گویند (( گوش دادن منفعل)). *. راه هایی برای تقویت مهارت گوش دادن: راستش را بخواهید قبل از هر چیز باید گفت که خوب گوش دادن بیشتر از هر چیز به منش و شخصیت آدم ها بستگی دارد. ۱. وقتی که اصلاً حسش را ندارید گوش ندهید. ۲. به زبان بدن طرف تان توجه کنید. ۳. درمورد گفته های طرف مقابلتان حرف بزنید نه درباره خودتان. ۴. باکلامتان به طرف بفهمانید دارید توجه میکنید.
+ نوشته شده در جمعه سی ام مهر ۱۳۹۵ساعت 19:35  توسط جعفر جلالی
|
تعریف پژوهش روایی:بازنمودها و تبیین های سازمان یافته از تجربه های آدمی. سنت پژوهش روایی:روایی یا روایتی یعنی داستان یا روایت کردن یا بازگو کردن است. * انواع پژوهش : الف : پژوهش کمی . ب: پژوهش کیفی. 1 : پژوهش روایی. 2 :اقدام پژوهی. 3: پدیدار شناسی. 4: قوم نگاری. * گوش دادن فعالانه و درست در پژوهش روایی یکی از پایه های اصلی موفقیت در این نوع پژوهش می باشد. امام صادق ( ع) می فرمایند:علم را با نوشتن به انقیاد بکشانید. (( قانون زندگی، قانون باورهاست مشکل در سبک زندگی ماست باید تحقیق کنیم باید بدانیم تا بمانیم.)) تبادل جهل کار خیلی از ماهاست زیرا تحقیق نمیکنیم فقط اطلاعات را نوشخاری میکنیم. * آخرین تحقیقات علمی نشان داده است که یک کودک ۲/۵ ساله دو نیم برابر یک پژوهشگر کنجکاو است. بایوس:انحراف در تحقیق: یعنی پژوهشگر علاقه ای بر نتیجه ای دارد ، و بعد در آن دستکاری میکند و در نتیجه انحراف ایجاد میکند . تجربه زیسته دو نوع است : 1: یکی مطالب یک فرد دیگر را میخوانیم و از آن اطلاعات جمع آوری میکنیم . 2: دیگری تجربه زیسته خود ما هست . مثلاً به گذشته یا حال ما رجوع میکنیم و آن را بیان میکنیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۵ساعت 15:8  توسط جعفر جلالی
|
تعریف پژوهش روایی:بازنمودها و تبیین های سازمان یافته از تجربه های آدمی. سنت پژوهش روایی:روایی یا روایتی یعنی داستان یا روایت کردن یا بازگو کردن است. * انواع پژوهش : الف : پژوهش کمی . ب: پژوهش کیفی. 1 : پژوهش روایی. 2 :اقدام پژوهی. 3: پدیدار شناسی. 4: قوم نگاری. * گوش دادن فعالانه و درست در پژوهش روایی یکی از پایه های اصلی موفقیت در این نوع پژوهش می باشد. امام صادق ( ع) می فرمایند:علم را با نوشتن به انقیاد بکشانید. (( قانون زندگی، قانون باورهاست مشکل در سبک زندگی ماست باید تحقیق کنیم باید بدانیم تا بمانیم.)) تبادل جهل کار خیلی از ماهاست زیرا تحقیق نمیکنیم فقط اطلاعات را نوشخاری میکنیم. * آخرین تحقیقات علمی نشان داده است که یک کودک ۲/۵ ساله دو نیم برابر یک پژوهشگر کنجکاو است. بایوس:انحراف در تحقیق: یعنی پژوهشگر علاقه ای بر نتیجه ای دارد ، و بعد در آن دستکاری میکند و در نتیجه انحراف ایجاد میکند . تجربه زیسته دو نوع است : 1: یکی مطالب یک فرد دیگر را میخوانیم و از آن اطلاعات جمع آوری میکنیم . 2: دیگری تجربه زیسته خود ما هست . مثلاً به گذشته یا حال ما رجوع میکنیم و آن را بیان میکنیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۵ساعت 15:8  توسط جعفر جلالی
|
در جلسه ی سوم پژوهش روایی و جلسه ی دوم خودم ،ساعت ۸:۰۰ صبح وارد کلاس شدم ،به علت جمعیت زیاد دانشجوها وضعیتی که از ترم قبل شروع شده بود ،صندلی های زیادی در داخل چیده شده بودند و تا نزدیکی تخته ی وایت برد رسیده بودند. تختهی کلاس را قبلا پاک کرده بودند و تنها یک ((بسم الله.....)) با ماژیک آبی در بالای آن نوشته شده بود . تریبون چوبی قهوه ای رنگ در گوشه کلاس قرار داشت و در کنار آن یک صندلی مشکی رنگ فلزی برای استاد قرار داده بودند. در کلاس شش تا لامپ کم مصرف به رنگ زرد روشن کرده بودند . کلاس ما یک دستگاه ویدیو پروجکشن دارد . در همان آغاز کلاس بچه ها و استاد خواستند آن را روشن کنند ولی مشکلی بود که باعث می شد دستگاه روشن نشود ولی بعداً با عوض کردن لب تاپ مشکل رفع شد. تازه از راه رسیده بودم و به همین خاطر داخل کلاس خسته بودم . چندتا از بچه ها با چهره هایی خواب آلود سرکلاس آمده بودند، دسته ای دیگر نیز سرحال و آماده بودند. کمی بعد استاد وارد کلاس شد لبخند بر لب داشت و پراز انرژی بود و وجودش به کلاس نشاط می داد . بعضی از بچه ها بعد از ورود استاد ،به کلاس آمدند. استاد اجازه ورود به کلاس نداد و از آنها خواست که از آموزش نامه ورود به کلاس بگیرند و به کلاس بیایند . با این که این دانشجویان دیر سرکلاس امدند ولی رفتار استاد با آن ها با لبخند و گرمی و صمیمی بود. برای تعدادی از دانشجویان این اولین جلسه حضور در کلاس بود به همین دلیل استاد از یکی از بچه ها که در جلسه ی قبلی بودند خواست تا درس جلسه ی قبلی را برای آنان توضیح دهد،سپس از من که جلسه ی قبل سرکلاس نبودم خواست تا خلاصه ای از توضیحات دوستم را برای کلاس بازگو کنم . پس از آن استاد سراغ درس اصلی جلسه رفت . درس این جلسه درمورد تعریف پژوهش روایی و انواع پژوهش بود . استاد همچنین بروی موضوع خوب گوش دادن تاُکید بسیاری داشت . پرسش و پاسخ هایی از طرف استاد و دانشجویان رد بدل می شدند و رودند تدریس به خوبی پیش میرفت تا این که پس از گذشت مدتی بچه ها کمی خسته شدند . استاد بعد از دیدن این وضعیت از بچه ها خواست بلند شوند و کمی نرمش کنند،بعد از این نرمش و خنده ی همراه آن نشاط به کلاس بازگشت و درس از سر گرفته شد و این روند تا پایان کلاس ادامه داشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:37  توسط جعفر جلالی
|
|